درمان وسواس فکری

وسواس فکری یا OCD (obsessive compulsive disorder)  شکلی از اختلال روانی یا یک بیماری است که باعث می‌شود افکاری در ذهن فرد وجود داشته باشد که منجر شود او دست به اعمالی اجباری بزند. هرچندکه همه افراد کم‌و‌بیش وسواس‌هایی را در زندگی تجربه می‌کنند، اما اگر این اعمال بیش‌تر از یک‌ساعت در روز باشد و یا اینکه به میزانی تکرار شود که کیفیت زندگی یک فرد را تحت تاثیر قرار دهد، می‌تواند نشانه‌ای از اختلال OCD باشد.

 

وسواس فکری و انواع آن

شاخه‌های زیادی از این وسواس وجود دارد که بتوان برشمرد، اما به طور کلی در 4 گروه اصلی جا می‌گیرد.

  • وسواس فکری «بررسی‌کردن»
  • وسواس فکری «احساسِ آلودگی»
  • وسواس فکری «ایجاد نظم و تقارن»
  • وسواس فکری «افکار مزاحم»

در وسواس فکریِ بررسی‌کردن، فرد ممکن است دائما همه‌ اشیاء و اتفاقات دور و برش را مورد بررسی قرار دهد؛ برای مثال این فکرها در ذهنش وجود دارد: «نکنه درو نبستم!»، «فکر کنم زیر کتری رو روشن گذاشتم»، «در ماشین رو قفل نکردم»، «لامپ رو روشن گذاشتم»، «لباسم رو بر نداشتم» و… . فردی‌که دچار این شکل از وسواس فکری باشد حتی می‌تواند پا را از این هم فراتر بگذارد و دائما فکر کند بیمار شده یا مشکلی جسمی برایش پیش آمده است.

در وسواس فکریِ آلودگی، بیمار دائما به آلوده بودن همه‌چیز فکر می‌کند، از غذا گرفته تا وسایل خانه. چنین فردی دائما در حال تمیز کردن، ضدعفونی کردن و شُستن است. او این آلودگی را به خودش نیز نسبت می‌دهد و زمان زیادی را به حمام کردن می‌گذراند.

وسواس فکریِ ایجاد نظم، به افرادی برمی‌گردد که دائما در حال منظم کردن و ایجاد تقارن در پیرامون‌شان هستند؛ آن‌ها هرچه ببینند را با چیدمان خاصی منظم خواهند کرد و اگر این نظم وجود نداشته باشد، احساس ناراحتی و معذب‌بودن دارند.

وسواس فکری افکار مزاحم نیز به شایعات و فکرهایی اختصاص پیدا می‌کند که فرد را رها نمی‌کنند. این نوع از وسواس می‌تواند اَشکال خشونت‌بار یا نگران‌کننده هم به خودش بگیرد؛ مانند آسیب‌زدن به خود و یا نگرانی درباره چیزهای بی‌مورد.

همه انواعِ این افکار وسواسی می‌توانند موارد زیر را در رفتار و تفکر فرد به وجود آورند:

  • نگرانی درباره صدمه‌دیدنِ خود و دیگران
  • آگاهی نسبت به حرکات معمول بدن مثل بستن پلک‌ها، تنفس، لمس و غیره
  • داشتن سوءظن
  • دائما مشغول تمیزکاری بودن
  • داشتن عادت‌های اجباری مثلِ شمارش اشیاء یا مراحل، ترس از لمس‌شدن، ترس از استفاده‌ از توالت عمومی و غیره

وسواس فکری

وسواس فکری و سندروم تورت

معمولا شخصی که مبتلا به وسواس فکری است، نسبت به رفتارش آگاهی دارد. او تمایل دارد که رفتار یا افکارش را ترک کند، اما دلهره و احساسات آزاردهنده دیگر منجر می‌شود به تنهایی نتواند از پس این کار برآید.

جالب است بدانید وسواس فکری، اغلب با سندروم دیگری به نام تورت (tourette) همراه است. این سندروم یک اختلال نورولوژیک یا عصبی است که با حرکات یا صداهای تکراری، کلیشه‌ای و غیرارادی که به‌نامِ تیک‌ها شناخته می‌شوند، همراه است.

تیک‌ها را ممکن است خیلی از ما تجربه کرده و یا با افرادی در زندگی مواجه شده باشیم که آن‌ها را به دلیل وسواس فکری-عملی انجام می‌داده‌اند؛ مانندِ بالا انداختن شانه، چشمک‌زدن، تکان‌دادن سر و گردن، بالا کشیدن بینی، دست کشیدن به قسمتی از بدن و یا حتی تیک‌های صوتی.

به همین دلیل نیز، سندروم تورت درباره افرادی‌که دچار وسواس فکری هستند بررسی می‌شود.

وسواس فکری منجر به بروز چه اختلال‌های دیگری می‌شود؟

به باور روان‌شناس‌ها افراد مبتلا به وسواس، زمینه قوی‌ای برای ابتلا به انواع اختلال‌های دیگر را نیز دارند. آن‌ها اغلب دچار یک بیماری روانی دیگر نیز هستند. کدام اختلال‌های روانی در این افراد دیده می‌شود؟

  • اختلال اضطراب
  • افسردگی
  • دوقطبی بودن
  • بیش فعالی
  • اختلال در خوردن
  • اختلال بدریخت‌انگاری
  • اختلال موکَنی و پوست‌کَنی
  • رفتار تکراری

چه دلایلی وسواس فکری را منجر می‌شوند؟

ژنتیک:

اگر افراد یک خانواده به وسواس فکری مبتلا باشند، احتمال اینکه دیگر اعضاء نیز دچار وسواس شوند بسیار زیاد است. تا 50 درصد این احتمال وجود دارد.

مشکلات خودایمنی:

بیماری‌های خودایمنی که در کودکان وجود دارد، منجر می‌شود بسیاری‌شان از همان زمان به وسواس فکری دچار شوند. ابتلا به آنفولانزای
H1N1 یکی از این بیماری‌هاست.

اعصاب:

محققان دریافته‌اند که برخی از قسمت‌‌های مغز افرادِ دچار به وسواس فکری با افراد معمولی متفاوت است. هرچند دقیقا مشخص نشده که چه ارتباطی میان این تفاوت و وسواس وجود دارد.

رفتار و شناخت:

برخی از افراد ممکن است در پی تجربه ترس، دوری یا استرس مثلا شروع کار جدید، پایان یک رابطه یا آغاز یک شغل جدید، وسواس را تجربه کنند که علل رفتاری دارد. در علل شناختی افکار مزاحم نقش بسیار پر رنگی دارند.

مسائل خانوادگی و تربیتی:

بسیاری از پزشکان می‌گویند 50 درصد از وسواس‌هایی که مردم تجربه می‌کنند در سن جوانی و یا عقب‌تر از آن در دوارن کودکی پایه گذاشته شده‌اند. درواقع افراد در این دوران با مقاومت‌ها و سرسختی‌هایی فوق‌العاده‌ای روبرو بوده‌اند و در برابر خواسته‌های بزرگ‌ترها توان مقاومت نداشته‌اند. تحقیر کودک، ناامنی و منع‌های بیش‌از اندازه نمونه‌های بارزی در ایجاد استرس فکری در کودکان و نوجوانان هستند.

درمان وسواس فکری

سئوال مهم این است که وسواس فکری و عملی را چطور باید درمان کرد؟ در مرحله اول فرد مبتلا بهتر است تلاش کند به خودش در درمان کمک کند؛ انجام فعالیت‌هایی مانند ورزش، تلاش برای دور شدن از افکار مزاحم، مشغول نگه‌داشتنِ خود به انجام کارهای دیگر و تعیین بازه زمانی برای پرداختن به وسواس بخشی از این خوددرمانی است.

اما بسیاری می‌توانند به تنهایی از پس مشکل برآیند و درنتیجه نیاز به جلسات روان‌درمانی دارند. این جلسات ممکن است از شش-هفت جلسه تا چندین سال طول بکشد؛ همه‌چیز بستگی به شیوه ابتلا به وسواس، قدمتِ آن و نحوه مواجهه با آن دارد.

روش آخر دارو درمانی است. این روش در بیش‌تر مبتلایان به وسواس فکری موثر عمل می‌کند و به آن‌ها کمک می‌کند سریع‌تر بتوانند وسواس‌شان را کنترل کنند.

با این حال توصیه اکثر روان‌شناسان این است که کنترل و از بین بردن استرس، نیازمندِ همه راه‌حل‌های درمانی بالاست. فرد باید خودش پیش از هر کس دیگر به خودش کمک کند و در عین حال روان‌درمانی و دارو درمانی را برای تسریع و درمان قطعی و صحیح به کار ببندد.

به هر طریق، درمان وسواس فکری نیازمند همراهی و کمک گرفتن از مشاوران و روان‌کاوان است. یکی از در دسترس‌ترین و سریع‌ترین این کمک‌ها، استفاده از خدمات مشاوره آنلاین روان‌شناسی است.

سیمیاروم با متخصصان روان‌شناسِ برتر و باسابقه فارسی‌زبان، در درمان وسواس فکری در کنار شماست. مشاوره آنلاین صوتی و تصویری با این افراد می‌تواند با هزینه کمتر و کیفیت بیشتر، وسواس فکری را در سریع‌ترین زمان درمان کند.

نوعی از افکار، تصویرها و تکانه‌های عصبی که در ذهن فردِ مبتلا، بدون آنکه کنترلی بر آن‌ها داشته باشد، تکرار می‌شوند. این افکار مزاحم به رفتارهای روزمره راه پیدا می‌کنند و اعمالی اجباری و پریشان‌کننده را دامن می‌‌زنند.

وسواس فکری «بررسی‌کردن»، وسواس فکری «احساسِ آلودگی»، وسواس فکری «ایجاد نظم و تقارن» و وسواس فکری «افکار مزاحم».

بررسی اشیاء و اتفاقاتِ پیرامون، ایجاد نظم و تقارن به صورتِ دائم، نگران‌بودن نسبت به صدمه‌دیدنِ خود و دیگران، نگرانی درباره چیزهای بی‌مورد، داشتن سوءظن و داشتن عادت‌های اجباری مثلِ شمارش اشیاء یا مراحل، ترس از لمس‌شدن و غیره.

خودیاری، روان‌درمانی و در مرحله آخر دارودرمانی برای این اختلال توسط متخصصان به کار برده می‌شود. به‌کار بردنِ هرکدام از این‌ روش‌ها به درجه و نوع بیماری برمی‌گردد.