در ابتدای ازدواج موفق مان تنها چیزی که آرامم می کرد نگاه کردن به چهره ی همسرم بود زمانی که او در خواب بود. این تنها تصویری بود که به من احساس امنیت و آرامش می داد. برای همین مدت زیادی او را هنگامی که خواب بود تماشا می کردم. اما یک روز این عادت را برای همیشه کنار گذاشتم! چه روزی؟ در خاطراتم می گردم تا آن روز را پیدا کنم. شاید آن روز، همان روزی بود که با مادرشوهرم سر نامگذاری پسرم مشاجره داشتیم.

بحثمان بالا گرفته بود. اما همسرم نمی توانست به هیچکداممان چیزی بگوید. تنها گوشه ای ایستاده بود و سعی می کرد بدون نشان دادن اضطراب خود، هر دو را با حرف های کلیشه ای آرام کند تا بحث بیش از آن بالا نگیرد. از آن روز به بعد دیگر این احساس که همسرم حامی من است در من برای همیشه از بین رفت. من و مادرشوهرم مدت کوتاهی بعد از آن با هم آشتی کردیم و حالا هم رابطه مان خوب است، اسمی را روی پسرم گذاشتم که خودم دوست داشتم و رابطه ام با همسرم هم خیلی زود به حالت عادی برگشت. اما آن روز، پایانی بود به نگاه کردن های من به همسرم زمانی که خواب بود!

 

آنچه خواندیم خلاصه ای بود از قسمتی از کتاب «کجا ممکن است پیدایش کنم» اثر هاروکی موراکامی و داستانی قابل لمس برای بسیاری از زنانی که در رابطه ی ازدواج قرار دارند. همه ی ما می دانیم که در این داستان نه مرد، آدم بده ی قصه است، نه زن و نه مادرشوهر. چیزی که احساسی به آن زیبایی را در زن کشته است تنها از یک عدم آگاهی در زمینه ی مهارتهای ارتباطی ناشی می شود.

 

موانع ازدواج موفق

ضعف مهارت های ارتباطی، مانعی در راه یک ازدواج موفق

می توانید بگویید کدامیک از شخصیت های این داستان فاقد مهارت ارتباطی لازم بوده است؟ حقیقت این است که پاسخ درست به این سوال هر سه نفر است!

| مطالعه مقاله تخصصی مشاوره خانواده|

 

مشکلات مرد

مرد داستان باید بداند که در یک ازدواج موفق ، اولویت با همسر اوست. یعنی اگر موقعیتی پیش بیاید که بین خواسته مادر و همسرش مجبور باشد یکی را انتخاب کند، آن گزینه همسر اوست.

بسیاری از مردان به دلیل علاقه ای که به مادر خود دارند، به صورت ناخودآگاه وارد یک بازی ناخواسته می شوند. آنها در این بازی سعی می کنند توجه ها و محبت هایی که پدرشان در طول ازدواج با مادرشان از او دریغ کرده است را جبران کنند. شکی نیست که عشق و احترام به مادر بسیار ارزنده و قابل احترام است. اما اگر این موضوع در رقابت با عشق به همسر قرار گیرد (حتی اگر فقط از نظر همسر شما این چنین است) ایجاد مشکل می کند.

| مطالعه مقاله تخصصی فرزندپروری|

پیشنهاد مطالعه:  جلب اعتماد پس از خیانت

فرض کنید که تازه ازدواج کرده اید و برای تولد همسرتان یک انگشتر طلا می خرید. دیدن خوشحالی او در ذهن شما این تفکر را ایجاد می کند که کاش مادرم نیز این شادی را در زندگی اش تجربه کند و به این فکر می کنید که پیش از این هرگز پدرتان برای او چنین هدیه ای نخریده است و بیشتر سال ها اعضای خانواده تولد او را فراموش کرده اند. بنابراین شمایی که پیش از ازدواج خودتان نیز در دسته ی افرادی بودید که تولد مادر را فراموش می کرده، حالا برای تولد او نیز انگشتری مشابه انگشتر همسرتان می خرید و این درحالی است که تهیه ی این انگشتر از نظر مالی نیز برای شما که تازه ازدواج کرده اید ساده نیست.

کرایه ی خانه و قسط وام های مختلفی که برای ازدواج دریافت کرده اید بخش قابل توجهی از درآمد شما را صرف خود می کنند و اضافه شدن هزینه ای این چنینی به زندگی شما مستلزم این است که همسرتان از بخشی از خواسته هایش صرف نظر کند.  اینجاست که شما ناخواسته وارد یک بازی احساسی شده اید. شما در ناخودآگاه خود می خواهید خلا ناشی از توجه پدر به مادرتان را جبران کنید. غافل از اینکه مشغول ایجاد خلا دیگری در همسر خود هستید و این سیر باطل در ارتباط همسر شما و فرزندتان در نسل های بعد نیز ادامه خواهد یافت.

تا اینجا به تحلیل اشتباه مرد پرداختیم و دیدیم که چگونه با داشتن کمی آگاهی می توانست شرایط را مدیریت کند تا رابطه ازدواج آنها برای همیشه محکم و موفق باقی بماند.  اما همانطور که گفتیم در این قصه هر سه نفر درگیر خطاهای شناختی بودند.

 

مشکلات مادر شوهر

مادرشوهر بنابر الگویی قدیمی خود را محق در انتخاب نام نوه اش می داند. همانطور که نام پسرش را خودش نگذاشته است حالا پس از ازدواج پسرش انتظار دارد عروسش هم نظر او را «محترم» بداند و انتخاب اسم نوه را به او واگذار کند. وی بر اساس الگوهای ذهنی نادرست، این کار را احترام به بزرگتر تلقی می کند.

متاسفانه در بسیاری از فرهنگ ها کهن الگوهایی وجود دارند که بر اساس آنها احترام به بزرگتر در اطاعت از آنها و اجازه ی کنترل دادن به آنها بر زندگی تعریف می شود. مادری کنترلگر که سعی می کند تشویش درونی اش را با کنترل فرزندان و اطرافیانش آرام کند. و نسل به نسل این الگوی نادرست منتقل می شود.

 

ضعف مهارت های ارتباطی، مانعی در راه یک ازدواج موفق

مشکلات زن

و اما زن داستان… اشتباه او کجا بوده است؟ وی در روایتی که از داستان بیان می کند، می گوید بعد از مدتی رابطه من و همسرم به حالت عادی برگشت و فکر میکرد به ازدواج موفق خود برگشته است. غافل از اینکه وقتی حس امنیت از دل او رخت بر بسته است، وضعیت عادی نیست. یکی از خطاهای شناختی که بسیاری از زوجین درگیر آن می شوند این است که تصور می کنند همسر آنها گوی جادویی ای در دست دارد که به وسیله آن می تواند ذهن آنها را بخواند.

پیشنهاد مطالعه:  بد دهنی همسر و طرز برخورد با او

آنها تصور می کنند که اگر کسی عاشقشان است باید خودش بفهمد چه چیزی آنها را خوشحال می کند و چه چیزی ناراحت و چه چیزی حس امنیت را در دل آنها از بین می برد. در حالی که واقعیت متفاوت است. انسان ها هر قدر هم که ما را دوست داشته باشند، در بسیاری از موارد نیاز دارند که از خود ما در مورد احساسمان بشنوند.

در این داستان اگر زن و شوهر مهارت های ارتباطی را درست فرا گرفته بودند، زن می توانست پس از خوابیدن جر و بحث در محیطی آرام با گفت و گویی صمیمانه همسرش را متوجه اشتباهش کند. از احساسش با او سخن بگوید، به همسرش بگوید که از او انتظار داشته که در این بحث قاطعانه جانب او را بگیرد حرف بزند و به او بگوید که برخورد منفعل او احساس امنیت را در او از بین برده است. و بعد با گوشی شنوانا دلایل و احساسات همسرش را نیز بشنود تا با همدلی بتوانند به حالت عشق اولیه بازگردند.

اما اتفاقی که در این داستان افتاده این است که زن تصور کرده است که همه چیز به حالت عادی برگشته، اما در عمل عمده ی عشق خود را معطوف به فرزند تازه به دنیا آمده اش می کند و از حمایت عاطفی همسرش قطع امید. در واقع یک اشتباه همسرش را ناخواسته آنچنان در ذهنش تعمیم می دهد که حمایت های عاطفی دیگر او که روزگاری باعث شده بودند عاشقش شود دیگر در نظرش نمی آیند. گاهی به همین سادگی رابطه ی عاشقانه و  ازدواج درگیر ملال می شوند و  ریشه های عشق می خشکند!

 

اصول اساسی داشتن یک ازدواج موفق

در اینجا اصولی را مطرح می کنیم که اگر زوجین آنها را به عنوان اصول اولیه ی رابطه خود بدانند، می توان به تداوم ازدواج و عشق آنها بسیار امیدوار بود:

  1. تحت هیچ شرایطی به خانواده های هم توهین نکنیم.
  2. در هر دعوا فقط در مورد موضوع همان دعوا بحث کنیم. حق باز کردن مسائل قدیمی و کهنه را نداریم.
  3. سلام و خداحافظی در هر صورت لازم است.
  4. اگر بحثی پیش می آید شام و نهار خوردن ها به روال سابق انجام می شود. مثل حالت عادی پخت و پز انجام می شود و غذا در کنار هم خورده می شود.
  5. اگر بحثی پیش می آید هیچ کس حق عوض کردن جای خوابش را ندارد.
  6. بعد از قهر، هر کس برای آشتی پیش قدم شود، فرد دیگر باید برایش هدیه ای بگیرد.
  7. هرگز در بحث ها از عبارات تعمیمی مثل همیشه و هیچ استفاده نمی کنیم و اشتباه طرف مقابل را تعمیم نمی دهیم.

برچسب‌ها:,

یک دیدگاه

Avatar
  • […] حرمتی از مهم ترین نشانه های عدم علاقه به همسر است. در یک ازدواج موفق، زوجین عاشق به هم احترام می گذارند و دیگری را ستایش می […]