وقتی یک فرد بزرگسال می میرد، هرچند اطرافیان ناراحت می شوند اما به هر حال قبول دارند که مرگ بخشی از روند طبیعی زندگی انسان است. این تجربه در مواجهه با مرگ فرزند بسیار سخت تر و تلخ تر است.

برای والدینی که فرزندشان را از دست داده اند، این طور به نظر می رسد که عمر آنان نیز تمام شده و خودشان نیز مرده اند. معمولا والدین در مواجهه با مردن فرزند خود این احساسات را تجربه می کنند:

  • شوک و بی حسی که ذهن را از دردی که وارد شده حفاظت می کند.
  • انکار، شنیدن صدای گریه فرزند یا انتظار برای بیدار شدن او، وارد شدن به اتاق
  • بازپخش حادثه و مرور کارهایی که ممکن بود بتواند جان فرزندشان را حفظ کند
  • اشتیاق برای دوباره دیدن فرزندشان حتی برای پنج دقیقه و دوباره در آغوش گرفتن او
  • گیجی، ناتوانی در ادامه زندگی، انجام دادن کارها، عدم درک حوادث اطراف
  • احساس گناه و مقصر شناختن خود برای مرگ فرزند
  • احساس ناتوانی و عجز در نجات جان فرزند که از احساس گناه نشات می گیرد
  • خشم از خدا، دیگران، پزشکان و هر کس دیگری که او را مقصر مردن فرزند خود می دانند.
  • از دست دادن امید و افسردگی، پس از مرگ فرزند، والدین نیز آرزوها، امیدها و اشتیاق خود برای زندگی را از دست می دهند. در این مورد زمان دیگر حلال مشکلات نیست، بلکه هر سال و هر لحظه به این فکر می کنند که امسال فرزندم وارد مدرسه می شد، امسال فارغ التحصیل میشد، ازدواج می کرد، بچه دار می شد و غیره.

راهکارهای کنار آمدن با مرگ فرزند:

به دنبال درمان و مشاوره باشید:

اگر خواننده مطالب ما باشید، متوجه می شوید که ما همیشه راهکارهایی را برای مشکلات پیشنهاد می دهیم که خود مراجع می تواند آنها را برای تغییر در زندگی اعمال کند و در آخر به آنان توصیه می کنیم از مشاور کمک بگیرند.

در این مورد، پیش از هر راهکار دیگری توصیه می کنیم به مشاور، روانشناس و روانپزشک مراجعه کنید. این دردی نیست که بتوانید به تنهایی با آن روبه رو شوید. خانواده درمانی به شما کمک می کند که مهارت هایی را برای سازگاری با این درد بزرگ بیاموزید. روابط خود را اصلاح کنید و در صورتی که به دارودرمانی برای درمان افسردگی نیاز دارید، برای شما دارو تجویز شود.

این استراتژی ها در روزها، هفته ها و ماه های آینده به شما کمک می کنند که احساسات خود را مدیریت کنید و از تخریب بیشتر در زندگی شما جلوگیری می کنند.

رفتن به جلسات مشاوره را ادامه دهید:

رفتن به جلسات مشاوره در روزها و هفته های اول از دست دادن فرزند ایده خوبی است. اما باید آن را ادامه دهید تا مراحل سوگ را به طور کامل رد کنید.

به علاوه، همیشه پس از گذشت مدتی از مرگ یک عزیز، مشکلات خانواده سر باز می کنند، مانند افسردگی سایر فرزندان، افت تحصیلی، بد شدن روابط زوج. اجازه دهید در این مشکلات کسی به شما مشاوره و راهنمایی بدهد.

پذیرای کمک دیگران باشید:

معمولا والدین در مواجهه با مرگ فرزند می خواهند تنها باشند و دیگران را پس می زنند. اجازه دهید دوستان و خانواده برایتان غذا بپزند، خانه را تمیز کنید، وسایل مورد نیاز را بخرند و به حرف هایتان گوش دهند. اجازه دهید باری از دوشتان بردارند و در این غم در کنارتان باشند.

پیشنهاد مطالعه:  افسردگی دوران بارداری و پس از زایمان

از گروه درمانی کمک بگیرید:

مرگ فرزند حادثه ای است که والدین احساس می کنند بزرگ ترین ظلم جهان در حق آنان شده است. این غم بسیار بزرگ است. در گروه درمانی متوجه می شوید که در این سوگ تنها نیستید، می توانید با دیگران حرف بزنید و از حمایت گروه برخوردار شوید. گروه درمانی برای طی کردن روند بهبودی ایده خوبی است.

به سلامت خود اهمیت دهید:

در بسیاری از موارد حجم غم و اندوه به قدری زیاد است، که خانواده از خود غافل می شوند. فراموش می کنند که غذا بخورند، پیاده روی کنند، خوب بخوابند و به دیگر اعضای خانواده توجه کنند.

در عین حال، برای فراموشی سوگ فرزند، خودتان را غرق کار نکنید. گام های کودکانه برای بازگشت به زندگی بردارید. بدین معنی که در ابتدا هر روز ده دقیقه در اطراف محله قدم بزنید. غذاهای ساده بپزید و بخشی از کارهای شخصی خود را انجام دهید. هر چه بهبودی در روحیه شما بیشتر می شود، گام های بزرگ تری به سبک زندگی سالم بردارید.

از افراد منفی دور شوید:

آدم های زیادی هستند که نمی دانند چطور دلداری بدهند. برخی می گویند «این غم تو را از بین می برد. غم بچه هیچ وقت سرد نمی شود.» یا می گویند «حداقل یک بچه دیگر هم داری.» هیچ کدام از این جمله ها روش سالمی برای گفتگو با ی خانواده عزادار نیست.

سوگواری یک روند است و نمی توانید یک شبه بر آن غلبه کنید. هر کسی که نمی تواند به احساسات شما احترام بگذارد و شما را با مهربانی بی مورد، حرف های ناراحت کننده و اشتباه ناراحت می کنند، از خودتان دور کنید. شما به درد بیشتری نیاز ندارید.

کمک کنید خانواده به روتین قبلی خود بازگردد:

یک نفر باید نقش فرد قوی خانواده را بازی کند و خانواده را نجات دهد. این مسئله به خصوص اگر فرزندان دیگری نیز دارید، بسیار مهم است. آماده بازگشت به مدرسه، محل کار و روتین قبل باشید. کنار یکدیگر غذا بخورید و شب ها کنار هم حمع شوید. به عادت هایی بازگردید که قبل از فوت فرزندتان داشتید.

آیا به دنیا آوردن یک نوزاد جدید، می تواند غم از دست دادن فرزند را کاهش دهد؟

بسیاری از خانواده ها بچه دار شدن را روش خوبی برای کنار امدن با غم فرزند می دانند. اما برخی نیز آن را در حد خیانت به فرزند قبلی می دانند و از آن استقبال نمی کنند.

از سوی دیگر، پروسه بارداری و تولد نوزاد سخت و استرس آور است. احتمال افسردگی پس از زایمان نیز همیشه در هر زایمانی و برای هر زنی می رود. پس اینکه شما از مرحله سوگ به خوبی عبور کرده باشید مهم است. مادری که هنوز در حال سوگواری است، ممکن است نتواند به خوبی با سختی های بارداری کنار بیاید و فرزندش را بپذیرد.

پس خوب بودن این راهکار برای شما چند شرط دارد:

  • راضی بودن و علاقه خود زوج به خصوص مادر
  • کاهش میزانی از حجم اندوه و رسیدن به ثبات عاطفی
  • دریافت مشاوره برای پیشگیری از افسردگی پس از زایمان

| مطالعه مطلب “افسردگی پس از زایمان : علائم و درمان” به شما پیشنهاد می شود |

پیشنهاد مطالعه:  خشونت در دوره بارداری: راهکارهای تامین امنیت

مرگ فرزند و تاثیر آن بر رابطه زوج:

تحقیقات نشان می دهد از دست دادن فرزند لزوما باعث پیوند بقیه اعضای خانواده نمی شود، بلکه گاهی عمق درد و رنج باعث دوری آنان از یکدیگر می شود.

هر کدام از اعضای خانواده به سبک خود سوگواری می کنند و این گاهی باعث می شود که دیگری از عمق و کیفیت سوگواری همسرش ناراحت شود. با وجود حس خشم، ناامیدی، گناه و سرزنش در والدین برای مرگ فرزندشان، اصلا عجیب نیست که میزان دعوا در خانواده بیشتر شود.

بسیار اهمیت دارد که در این زمان زوج از یکدیگر پشتیبانی کنند، یکدیگر را درک کنند و به نوع ابراز غم و اندوه یکدیگر احترام بگذارند.

با هم حرف بزنید. دیگری را قضاوت نکنید. او را به کمتر یا بیشتر غصه دار بودن متهم نکنید. بخش زیادی از ناراحتی و خشم شما از همسرتان به خاطر درد از دست دادن فرزندتان است و این اصلا به معنی وجود مشکل در رابطه شما نیست.

تحقیقات نشان می دهند که در پی از دست رفتن فرزند، زندگی حدود 15 درصد از زوجین به طلاق ختم می شود.

ارتباط بهتر، همدردی، حرف زدن، مقصر نشمردن دیگری، پرهیز از اتهام زنی و بررسی سناریوی های احتمالی زنده ماندن فرزندتان با انجام یک اقدام خاص از سوی همسرتان، دریافت مشاوره و طی کردن مراحل سوگواری به شما کمک می کند که از این دوره به سلامت عبور کنید و رابطه خود را با همسرتان حفظ کنید.

کمک به سایر فرزندان برای کنار آمدن با مرگ خواهر یا برادر:

اجازه دهید سوگواری کند و هر طور می خواهد با نبود خواهر/برادرش کنار بیاید.

با او حرف بزنید. هر چند غمگین هستید، اما او به شما نیاز دارد.

به او بیشتر از قبل توجه کنید. در آغوشش بکشید و نوازشش کنید.

چنانچه سنی کمی دارد، و با مفهوم مرگ آشنا نیست، به او اطمینان دهید که بقیه خانواده سالم هستند و همیشه در کنار یکدیگر خواهید بود.

 اگر سن کمی دارد، اطمینان حاصل کنید که خود را برای مرگ خواهر/برادرش مقصر نمی داند.

علائم افسردگی، پرخاشگری، افت تحصیلی و انزوا را در او پایش کنید و در صورت نیاز با مشاور صحبت کنید.

سعی کنید او را به روال زندگی قبل برگردانید. اگر در کلاسی شرکت می کرد، او را به کلاس ببرید. همانند قبل به تفریحات خانوادگی برگردید.

مراقب انکار درد به دلیل تظاهر به قدرت در دوره بلوغ باشید. این پنهان کردن احساسات می تواند باعث روآوردن نوجوان به گروه های دوستی نامطلوب و مواد مخدر شود.

سخنی از سیمیاروم:

از دست دادن فرزند احساسی نیست که قبلا در هر درد و رنج دیگری مشابه آن را تجربه کرده باشید. این موضوع کل سیستم عاطفی شما را شوکه می کند و تمام زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهد.

کنار آمدن با مرگ فرزند چیز ساده ای نیست، اما اگر به عنوان یک خانواده در کنار یکدیگر باشید و از خودتان مراقبت کنید می توانید از پس آن برایید. مهم ترین چیز این است که به یکدیگر تکیه کنید، با هم حرف بزنید (حتی اگر سخت است)، و همچنان جلسات مشاوره خود را ادامه دهید تا با احساسات تلخ و روحیه افسرده خود کنار بیایید.

منبع:

https://www.verywellfamily.com/coping-with-the-sudden-death-of-a-child-2609745

برچسب‌ها:, ,

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

Avatar