حتی آنهایی که تمام دور و برشان را منفی میبینند و تفسیر مثبت ندارند، می توانند خوش بینی و تفکر مثبت را یاد بگیرند. اما چطور؟

پاسخ این پرسش اینجاست: “با روانشناسی مثبت” این ها سخنان مارتین سلیگمن پدر روانشناسی مثبت است. کسی که میتوان گفت با نوعی مهندسی معکوس ذهنی دستاوردی دیگر در زمینه ی روانشناسی و فرایندهای ذهنی داشته است.

روانشناسی که در روند پژوهش های خود تحولی در زمینه ی روانشناسی ایجاد کرد. سلیگمن معتقد است که روانشناسی مثبت متعلق به افراد و انسانهای قرن بیست و یکم است. قطعاً او نیز ضرورت یادگیری خوش بینی را در قرنی که افراد با زندگی ماشینی، روزمرگی و بسیاری از مشکلات و مسایل دست و پنجه نرم میکنند درک کرده است. اگرچه در حال حاضر افراد در زمانی زندگی میکنند که اطلاعات، تکنولوژی و امکانات فراوانی را برای داشتن رفاه دارند اما این دستاوردها بازهم نمیتوانند شادی و خوشبینی را برای مدت زیادی تامین و تضمین کنند.

 

روانشناسی مثبت

روانشناسی مثبت چیست؟

بیشتر مردم تصور می کنند که روانشناسی مثبت مجموعه ای است از جملات و گاهی حتی اشعار انرژی بخش و مثبت گرا. اما روانشناسی مثبت به تعریف تخصصی تر، علمی است که به جای توجه به ناتوانی ها و ضعف های بشری، به توانایی ها و ظرفیت های آدم ها از قبیل شاد زیستن، لذت بردن از زندگی، قدرت حل مساله و خوش بینی می پردازد.

روانشناسی سه رسالت مهم دارد: درمان بیماری های ذهنی و روانی ، غنی سازی زندگی تمام افراد و کشف و پرورش استعدادها. اما پس از جنگ جهانی دوم به دلیل تبعات گسترده ای که جنگ با خود به همراه داشت، تمرکز روانشناس ها روی بخش اول قرار گرفت: یعنی درمان بیماری های ذهنی و روانی. سال ها بعد این سلیگمن بود که یادآور شد که درمان بیماری های ذهنی و روانی تنها یکی از سه رسالت اصلی روانشناسی است. اینجا بود که حوزه ی جدیدی با نام روانشناسی مثبت شکل گرفت.

روانشناسی مثبت یعنی مطالعه ی علمی عملکرد یک انسان ایده آل. این یعنی مهندسی پروژه ی خوشبینی! بله! خوشبینی، ساختنی است. طی پژوهش های فراوان روانشناسان به این دستاورد مهم دست یافته اند که ژنتیک تنها و تنها 50 درصد در میزان خوشبین بودن افراد سهم دارد. این یعنی 50 درصد دیگر در کنترل ماست.

اگر بخواهیم به ثروت و تحصیلات و زیبایی و سلامتی هم سهمی ده درصدی بدهیم، باز هم با 40 درصدی که در اختیار داریم می توانیم کاری کنیم کارستان و واقعا طرحی نو در خوشبختی خود در اندازیم. پس با ژنتیک اخمو، بداخلاق و بدبین هم هرگز محکوم به زندگی غرق در نارضایتی نیستیم. پس شما هم مدیر و مهندس پروژه ی خوشبختی خود باشید! 40 درصد مقدار قابل توجهی است! روانشناسان مثبت توانایی های افراد را به 6 گروه دسته بندی کرده اند که آن 6 گروه عبارتند از:

تفسیر مثبت

 

1. خرد و دانایی که شامل خلاقیت ،کنجکاوی، پذیرای تجارب جدید بودن، عشق به یادگیری و وسعت نظر است.

2. شجاعت که شامل خودباوری و پایداری است.

3. نوع دوستی که شامل عشق، مهربانی و هوش اجتماعی است.

4. عدالت جویی که شامل رعایت حقوق شهروندی، نداشتن قضاوت و رهبری است.

5. اعتدال که شامل بخشش دلسوزی، فروتنی، آزرم، احتیاط و نظم بخشیدن به عملکرد خود است.

6. تعالی که شامل دانستن ارزش ها، زیبایی ها، شگفتی ها، قدرشناسی، امیدواری، شوخ طبعی و معنویت است. هر فرد سالمی (منظور کسی است که می دانیم مبتلا به اختلال روانی خاصی نیست) می تواند صاحب تمام این ویژگی ها باشد.

 

راهکار های تفکر مثبت

اما اگر نیاز به تقویت و یا ساخت هر کدام از این ویژگی ها در خود داشته باشد، روانشناسی مثبت با تکیه بر آن 40 درصد، راهکارهایی را پیش روی وی می گذارد. در اینجا سه نمونه از این راهکارها را به شما معرفی می کنیم:تفکر مثبت

 

1. از تبیین های بدبینانه استفاده نکنید. به سمت تبیین های موقتی و موقعیتی بروید. مثالی می زنیم: فردی با همسرش بر سر مساله ی کوچکی “استثنائاً” پرخاش کرده. همسر او می تواند به یک تبیین موقتی بپردازد و به جای اینکه او را فردی عصبانی تلقی کند، به این فکر کند که شاید او روز کاری سختی را پشت سر گذاشته چون این رفتار او “یک استثنا” بوده و مهم این است که او در کل همسر مهربان و فداکاری است.

2. شادی هایتان را محدود و مشروط نکنید. برای شادی هایتان تعریف و حد و مرز نگذارید. مثالی می زنیم: “من تا هزینه ی اقامت در هتل 5 ستاره را نداشته باشم به سفر نمیروم.” این یعنی شادبودن و خوشحالی خود را محدود به فراهم شدن شرایط کرده اید.

شرایط ایده آلی که به احساس شادی اجازه ی ورود نمیدهد و از غمگینی و ناراحتی استقبال میکند. افرادی که احساس شادمانی در آنها به شکلی محدود تعریف می شود، هرگز طعم واقعی شادی و لذت را تجربه نخواهند کرد. چون شرایط بیرونی و تعاریف لذت هر روز در حال تغییر است. هر روز هتلی با امکانات بیشتر، خودرویی مجهزتر و ابزارهای تکنولوژیک جدیدتری وارد بازار می شود.

3. فرایند مدار کردن گفتگوهای درونی گفتگوهای درونی شادی بخشی را که بیشتر هول محور فرایند هستند، با خود تکرار کنید. مثالی میزنیم: هنوز نتوانسه اید تمام پولی را که برای خرید یک لپ تاپ جدید و حرفه ای لازم است، فراهم کنید اما بخشی از آن را پس انداز کرده اید.

تمرین کنید تا بیشتر به آن قسمت پس انداز فکر کنید و به مسیری که از آن عبور کرده اید بیندیشید. “من بخشی از این راه را طی کرده ام” مثبت اندیشی آموختنی است. از امروز به 40 درصدتان بیاندیشید! البته ممکن است در این مسیر نیاز به کمک متخصص و مشاوره آنلاین نیز داشته باشیم که باید آن را در نظر داشته باشید.