خانه » اختلالات روانی »
صدای جویدن، نفسکشیدن یا ضربهزدن با خودکار برای بیشتر آدمها بخشی از صدای معمول محیط است. اما ممکن است یکی از همین صداها در چند ثانیه تمام توجه شما را بگیرد؛ بدنتان منقبض شود، ضربان قلبتان بالا برود و خشم، انزجار یا اضطراب چنان شدید باشد که فقط بخواهید صدا قطع شود یا از موقعیت بیرون بروید. بعدتر شاید از شدت واکنش خود تعجب کنید یا نگران شوید که چرا صدایی معمولی چنین اثری بر شما دارد.
این تجربه لزوماً نشانه کمتحملی، بیادبی یا ضعف اراده نیست. واکنش شدید و تکرارشونده به صداهای مشخص ممکن است با «میزوفونیا» مرتبط باشد؛ وضعیتی که در فارسی «صدابیزاری» نیز نامیده میشود. بااینحال، هر ناراحتی از صدا میزوفونیا نیست و یک مقاله یا پرسشنامه آنلاین نمیتواند آن را تشخیص دهد.
پاسخ کوتاه: حساسیت به صدای ملچملوچ چه معنایی دارد؟
حساسیت شدید به صدای ملچملوچ یا غذاخوردن میتواند یکی از شکلهای میزوفونیا باشد، بهویژه اگر واکنش مکرر، سریع و نامتناسب ایجاد کند و بر غذاخوردن جمعی، تمرکز یا رابطهها اثر بگذارد. درمان حساسیت به صدای ملچملوچ یک نسخه واحد ندارد. ارزیابی باید روشن کند مسئله بیشتر با الگوی خاص صدا مرتبط است یا با بلندی صدا، اضطراب، میگرن، وزوز گوش، هایپراکوزیس یا وضعیت دیگری بهتر توضیح داده میشود.
هدف کمک حرفهای معمولاً حذف همه صداهای ناخوشایند نیست. درمان میتواند بر کاهش پریشانی، افزایش اختیار در واکنش، کمکردن اجتنابهای محدودکننده و بهبود رابطهها و عملکرد روزانه تمرکز کند. شواهد فعلی درباره درمان امیدوارکننده اما هنوز محدود است و نتیجه برای هر فرد باید جداگانه ارزیابی شود.
میزوفونیا چیست و چه تفاوتی با بیزاری معمول از صدا دارد؟
بر اساس تعریف اجماعی میزوفونیا، این وضعیت با کاهش تحمل نسبت به صداهای مشخص یا محرکهای مرتبط با آنها شناخته میشود. واکنش معمولاً فقط به بلندی صدا وابسته نیست؛ الگو، تکرار، زمینه یا معنایی که صدا برای فرد پیدا کرده است میتواند مهمتر باشد. به همین دلیل، ممکن است کسی صدای نسبتاً بلند خیابان را تحمل کند اما با صدای آرام جویدن یا صافکردن گلو بهشدت آشفته شود.
بسیاری از انسانها از بعضی صداها خوششان نمیآید. تفاوت اصلی در شدت، تکرار و پیامد واکنش است. اگر صدا ناخوشایند است اما میتوانید توجهتان را از آن جدا کنید و زندگی روزمره مختل نمیشود، تجربه ممکن است در محدوده بیزاری معمول باشد. وقتی واکنش بر خواب، تمرکز، کار، تحصیل، حضور در جمع یا رابطهها اثر قابلتوجه میگذارد، ارزیابی تخصصی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
نام میزوفونیا در ترجمه تحتاللفظی «نفرت از صدا» معنا میدهد، اما این عبارت همه تجربه را توضیح نمیدهد. افراد ممکن است خشم، انزجار، اضطراب، برانگیختگی بدنی یا نیاز فوری به دورشدن را تجربه کنند و برخی محرکهای دیداری نیز واکنش مشابهی برانگیزند.

علائم میزوفونیا چگونه ظاهر میشوند؟
نشانه محوری، واکنش شدید و تکرارشونده به محرکهای مشخص است؛ واکنشی که دیگران معمولاً با همان شدت تجربه نمیکنند. نوع و شدت پاسخ در افراد متفاوت است و داشتن یک یا چند مورد از این نشانهها بهتنهایی تشخیص محسوب نمیشود.
واکنشهای هیجانی و بدنی
خشم، تحریکپذیری، انزجار و اضطراب از واکنشهای رایج گزارششدهاند. بدن نیز ممکن است با افزایش ضربان قلب، تعریق، گرگرفتگی، سفتشدن عضلات یا بیقراری پاسخ دهد. تعریف اجماعی ۲۰۲۲ میزوفونیا توضیح میدهد که این پاسخها میتوانند خیلی سریع و پس از تشخیص محرک آغاز شوند.
خشم شدید به این معنا نیست که فرد لزوماً قصد آسیبرساندن دارد. بسیاری از افراد میکوشند موقعیت را ترک کنند، صدا را بپوشانند یا واکنش خود را مهار کنند. بعد از موقعیت نیز ممکن است احساس شرم، گناه یا خستگی داشته باشند. این واکنشها بخشی از تجربه فردند، نه تعریفی از شخصیت او.
اثر بر رفتار، کار و رابطهها
فرد ممکن است از غذاخوردن با دیگران، کلاس، محیط کار، وسایل حملونقل یا دیدارهای خانوادگی دوری کند. استفاده مداوم از هدفون، درخواست توقف صدا یا ترک ناگهانی فضا نیز ممکن است رخ دهد. در موارد شدیدتر، زندگی روزمره بهتدریج حول پیشبینی و اجتناب از محرکها سازمان پیدا میکند.
گاهی دشوارترین بخش خود صدا نیست، بلکه اثری است که بر رابطه میگذارد. نزدیکان ممکن است واکنش را شخصی برداشت کنند و فرد نیز میان محافظت از خود و ترس از رنجاندن دیگری گرفتار شود. شناخت این لایه رابطهای برای درمان مهم است؛ چون حذف یک صدا همیشه تعارض، انتظار و احساس کنترلنداشتن را برطرف نمیکند.
چه صداهایی میتوانند محرک میزوفونیا باشند؟
الگوی محرکها برای همه یکسان نیست. صداهای مربوط به دهان و بینی از رایجترین موارد گزارششدهاند: جویدن، ملچملوچ، بلعیدن، نوشیدن، نفسکشیدن، بالا کشیدن بینی، فینکردن، سرفه یا صافکردن گلو. کلیک خودکار، تایپ، ضربهزدن با انگشت یا پا، تیکتاک ساعت و بعضی صداهای تکراری محیط نیز میتوانند محرک باشند.
برخی افراد به حرکت همراه با صدا یا محرک دیداری تکرارشونده، مانند تکاندادن پا یا دیدن غذاخوردن دیگری، واکنش نشان میدهند. زمینه نیز اهمیت دارد. ممکن است صدایی که خود فرد ایجاد میکند همان واکنش را برنینگیزد، یا واکنش به صدای یک فرد نزدیک شدیدتر باشد. رابطه با منبع صدا، میزان کنترل بر موقعیت، خستگی و فشار روانی میتوانند شدت پاسخ را تغییر دهند؛ اما هیچکدام بهتنهایی علت قطعی میزوفونیا نیستند.
علت حساسیت شدید به صدا چیست؟
برای میزوفونیا هنوز علت واحد و اثباتشدهای پیدا نشده است. پژوهشها نقش احتمالی فرایندهای شنیداری، توجه، یادگیری، تنظیم هیجان و شبکههای مغزی مرتبط با برجستهشدن محرک را بررسی میکنند. کمیته تعریف اجماعی نتیجه گرفت که شواهد موجود برای واردکردن یک سازوکار زیستی، ژنتیکی یا رفتاری قطعی به تعریف کافی نیست و مسیر شروع یا تغییر نشانهها در طول زندگی نیز هنوز روشن نشده است.
این ندانستن به معنای خیالیبودن تجربه نیست. معنایش این است که نباید هر واکنش صوتی را به یک علت ساده مانند «اعصاب ضعیف»، «تروما»، «وسواس» یا «اختلال پردازش مغز» نسبت داد. ارزیابی خوب چند احتمال را کنار هم میبیند و از نتیجهگیری زودهنگام پرهیز میکند.
آیا میزوفونیا با هوش بالا ارتباط دارد؟
برای این ادعا که میزوفونیا نشانه هوش بالا یا IQ بیشتر است، شواهد قابلاتکای کافی وجود ندارد. تحقیقات میزوفونیا هنوز در حال تکاملاند و تعریف اجماعی نیز هوش را جزئی از تعریف، علت یا ویژگی لازم آن نمیداند. نسبتدادن تجربه به «هوش بالا» ممکن است در ظاهر دلگرمکننده باشد، اما به ارزیابی دقیق یا انتخاب درمان کمک نمیکند.
افسردگی، اضطراب، وسواس و اوتیسم چه ارتباطی با حساسیت به صدا دارند؟
میزوفونیا میتواند بهتنهایی یا همراه با اضطراب، اختلالهای خلقی، وسواس، اوتیسم، ADHD، وزوز گوش یا هایپراکوزیس دیده شود. همراهی دو وضعیت ثابت نمیکند یکی علت دیگری است. برای نمونه، افسردگی ممکن است تحمل فشارهای روزمره را تغییر دهد و محدودشدن زندگی بر اثر میزوفونیا نیز میتواند خلق را تحت تأثیر قرار دهد؛ اما از روی حساسیت به صدا نمیتوان افسردگی را تشخیص داد.
همین احتیاط درباره اوتیسم و ADHD نیز لازم است. حساسیت حسی میتواند در این وضعیتها دیده شود، اما میزوفونیا با هیچیک یکسان نیست. متخصص باید بررسی کند کدام توضیح با الگوی نشانهها سازگارتر است و آیا بیش از یک وضعیت همزمان وجود دارد.
تفاوت میزوفونیا با هایپراکوزیس و فونوفوبیا چیست؟
در میزوفونیا، الگو یا معنای صدای خاص معمولاً مهمتر از شدت آن است و خشم یا انزجار میتواند برجسته باشد. در هایپراکوزیس، صداهایی با شدت معمول ممکن است بیشازحد بلند، ناراحتکننده یا دردناک احساس شوند و طیف گستردهتری از صداها را دربر بگیرند. در فونوفوبیا، ترس از صدا یا انتظار وقوع آن در مرکز تجربه قرار دارد. مرور شنواییشناختی پژوهشها نیز بر ضرورت جداکردن این مشکلات تحمل صدا تأکید میکند.
بنابراین «عصبیشدن از صدای بلند» بهتنهایی میزوفونیا را نشان نمیدهد. میگرن، وزوز گوش، مشکلات شنوایی یا وضعیتهای دیگر نیز ممکن است با حساسیت صوتی همراه باشند. اگر صدا درد ایجاد میکند، بیشتر صداهای محیط بیشازحد بلند به نظر میرسند، کاهش شنوایی یا وزوز دارید یا نشانهها پس از آسیب یا عفونت آغاز شدهاند، ارزیابی پزشکی و شنوایی اهمیت دارد. شنیدن صدایی که منبع بیرونی ندارد نیز موضوع دیگری است و باید جداگانه بررسی شود.
حساس شدن به صدا هنگام خواب نشانه چیست؟
هنگام خواب یا زمانی که محیط ساکت است، بعضی صداها برجستهتر به نظر میرسند. کمخوابی، انتظار شنیدن صدا و نگرانی از بیدارماندن نیز میتوانند واکنش را تشدید کنند. اگر فقط صدای مشخصی مانند نفسکشیدن یا تیکتاک واکنش شدید ایجاد میکند، میزوفونیا یکی از احتمالهاست؛ اگر بیشتر صداها بلند یا دردناکاند، احتمالهای دیگری نیز باید بررسی شوند.
بهجای نتیجهگیری از یک نشانه، به الگو توجه کنید: محرک چیست، واکنش در بدن چگونه آغاز میشود، آیا روزها هم رخ میدهد و چه اثری بر خواب و عملکرد فردا دارد. حساسیت مداوم همراه با بیخوابی، درد، وزوز، کاهش شنوایی یا اضطراب شدید، دلیل مناسبی برای ارزیابی تخصصی است.
میزوفونیا چگونه ارزیابی میشود؟
میزوفونیا در تعریف اجماعی یک اختلال نامیده شده، اما تا زمان نگارش این نسخه تشخیص مستقلی در DSM-5-TR یا ICD-11 نیست. در نتیجه، معیار رسمی واحدی که همه متخصصان به یک شکل استفاده کنند وجود ندارد.
ارزیابی معمولاً با گفتوگو درباره نوع محرکها، واکنشهای هیجانی و بدنی، زمان شروع، موقعیتهای تشدیدکننده، اثر بر کار و رابطهها و راههای فعلی کنارآمدن انجام میشود. متخصص بررسی میکند آیا مشکلات شنوایی، میگرن، وزوز گوش، اضطراب یا وضعیت دیگری تجربه را بهتر توضیح میدهد. بسته به نشانهها، همکاری روانشناس یا روانپزشک با شنواییشناس یا پزشک میتواند مفید باشد. برای شناخت تفاوت نقشها میتوانید راهنمای تفاوت روانشناس، روانپزشک و روانکاو را بخوانید.
آیا تست آنلاین رایگان میزوفونیا تشخیص میدهد؟
پرسشنامههای پژوهشی میتوانند شدت یا اثر نشانهها را توصیف کنند، اما نتیجه یک تست آنلاین تشخیص پزشکی یا روانشناختی نیست. تعریف اجماعی تصریح میکند که بسیاری از ابزارهای مورد استفاده در مطالعات بر تعریفهای متفاوت بنا شدهاند و اعتبارسنجی آنها هنوز یکدست نیست.
اگر میخواهید میزان نشانههای خود را بهتر بشناسید، میتوانید از تست رایگان میسوفونیا سیمیاروم استفاده کنید. نتیجه این تست را بهتر است بهعنوان نقطه شروعی برای شناخت وضعیت خود و گفتوگو با متخصص در نظر بگیرید، نه یک برچسب یا تشخیص نهایی.
درمان حساسیت به صدای ملچملوچ چیست؟
درمان متناسب با الگوی محرکها، شدت واکنش، شرایط همراه و هدفهای فرد طراحی میشود. مرور نظاممند پژوهشهای درمانی تا سال ۲۰۲۳ فقط یک کارآزمایی تصادفی، یک مطالعه بدون گروه کنترل و ۳۱ گزارش یا مجموعه موردی را پیدا کرد؛ بنابراین شواهد هنوز محدودند و پروتکل واحدی برای همه وجود ندارد.
هدف واقعبینانه میتواند کاهش پریشانی، افزایش توان تنظیم واکنش، کمکردن اجتنابهای محدودکننده و بهبود عملکرد اجتماعی یا خانوادگی باشد. درمان حرفهای قرار نیست تجربه فرد را انکار کند یا او را به تحمل اجباری صدا وادارد.
درمان شناختیرفتاری
درمان شناختیرفتاری یا CBT بیش از سایر رویکردها برای میزوفونیا مطالعه شده است. یک کارآزمایی تصادفی در بزرگسالان گزارش کرد که یک برنامه گروهی مشخص CBT در مقایسه با فهرست انتظار، نشانهها را کاهش داد و عملکرد اجتماعی و خانوادگی را بهتر کرد؛ بخشی از بهبود تا پیگیری یکساله باقی ماند. بااینحال، این نتیجه یک تضمین فردی نیست و به تکرار در نمونهها و برنامههای درمانی دیگر نیاز دارد.
CBT میتواند به شناخت چرخه توجه، برانگیختگی، معنا و واکنش رفتاری کمک کند و پاسخهای منعطفتری بسازد. اجزای دقیق درمان باید با تجربه فرد هماهنگ شوند. اگر میخواهید درباره تفاوت روشها بیشتر بدانید، مقاله انواع رویکردهای درمانی در روانشناسی نقطه شروع عمومیتری است.
ارزیابی شنوایی و ابزارهای صوتی
شنواییشناس میتواند آستانه شنوایی، وزوز گوش، هایپراکوزیس و مشکلات دیگر تحمل صدا را بررسی کند. صداهای پسزمینه، هدفون یا ابزارهای صداپوشانی ممکن است در بعضی موقعیتها از برجستگی محرک کم کنند، اما شواهد درباره پروتکلهای اختصاصی صدادرمانی برای میزوفونیا محدود است.
این ابزارها بهتر است برای حفظ عملکرد و بهصورت هدفمند استفاده شوند. اگر تنها راه کنارآمدن، حذف دائمی صدا و دوری از همه موقعیتها شده است، برنامه نیاز به بازبینی دارد؛ چون ممکن است دامنه زندگی را کوچکتر کند.
کار با خانواده و افراد نزدیک
آموزش و گفتوگوی مشترک میتواند سوءبرداشت را کمتر کند. توضیح اینکه واکنش عمدی نیست، توافق درباره موقعیتهای دشوار، امکان مکث یا خروج کوتاه از فضا و پرهیز از تولید عمدی محرک میتواند تنش را کاهش دهد. در مقابل، هدف این نیست که تمام زندگی خانواده حول حذف هر صدایی سازمان پیدا کند.
درمانگر میتواند به اعضای رابطه کمک کند میان نیاز فرد به تنظیم محیط و نیاز دیگران به زندگی عادی تعادل بسازند. این فرایند از سرزنش فرد حساس یا فرد تولیدکننده صدا فاصله میگیرد و مسئله را به موضوعی برای همکاری تبدیل میکند.
دارو و طب سنتی
داروی اختصاصی و تأییدشدهای برای میزوفونیا وجود ندارد. داروهایی که در گزارشهای موردی بررسی شدهاند شواهد کافی برای توصیه عمومی ندارند. پزشک ممکن است در صورت وجود اضطراب، افسردگی، وسواس، مشکلات خواب یا وضعیت همراه دیگر، درمان همان وضعیت را بررسی کند؛ تصمیم دارویی باید بر اساس ارزیابی فردی باشد.
برای «درمان صدابیزاری در طب سنتی» نیز شواهد بالینی باکیفیتی که درمان قطعی یا روش استانداردی را نشان دهد در مرورهای درمانی موجود گزارش نشده است. گیاهیبودن یک فرآورده به معنای بیخطر بودن آن نیست و مصرف مکمل یا قطع داروی تجویزشده باید با پزشک بررسی شود.
برای مدیریت روزمره حساسیت به صدا چه میتوان کرد؟
راهکارهای روزمره درمان قطعی نیستند، اما میتوانند فاصلهای میان محرک و واکنش ایجاد کنند تا انتخاب بیشتری داشته باشید.
- الگو را ثبت کنید. نوع صدا، موقعیت، شدت واکنش، میزان خستگی و کاری که انجام دادید میتواند زمینههای تشدیدکننده را روشن کند.
- برای موقعیتهای قابلپیشبینی برنامه داشته باشید. انتخاب جای نشستن، صدای پسزمینه یا امکان استراحت کوتاه ممکن است فشار را کمتر کند.
- واکنش بدنی را زود تشخیص دهید. شلکردن عضلات، آهستهکردن بازدم یا خروج کوتاه از موقعیت برای بعضی افراد کمککننده است، اما جای درمان را نمیگیرد.
- نیاز را بدون سرزنش بیان کنید. میتوانید بگویید: «این صدا در بدن من واکنش شدیدی ایجاد میکند؛ چند دقیقه از فضا بیرون میروم و برمیگردم.»
- اثر اجتناب را بسنجید. فاصلهگرفتن کوتاه گاهی لازم است؛ اگر دامنه زندگی روزبهروز کوچکتر میشود، برای یافتن راههای منعطفتر کمک بگیرید.
- هدفون را ابزار موقت بدانید. صداپوشانی میتواند مفید باشد، اما نباید تنها راه حضور در همه موقعیتها شود.
هیچیک از این پیشنهادها آزمون اراده نیست. اگر روشی برای شما کار نمیکند، به معنای شکست نیست؛ ممکن است نوع محرک، شدت تجربه یا مسئله همراه به برنامه دیگری نیاز داشته باشد.
چه زمانی مراجعه به متخصص اهمیت بیشتری دارد؟
اگر واکنش به صدا خواب، کار، تحصیل یا رابطهها را مختل کرده، باعث اجتناب گسترده شده، خشم یا اضطراب شدیدی ایجاد میکند یا راهکارهای فعلی کافی نیستند، ارزیابی تخصصی میتواند به روشنشدن مسئله کمک کند. در صورت درد ناشی از صدا، وزوز، کاهش شنوایی یا حساسیت به بیشتر صداهای محیط، ارزیابی پزشکی یا شنوایی را نیز در نظر بگیرید.
درمانگر قرار نیست بگوید «فقط حساس نباش». ارزیابی مسئولانه تجربه را جدی میگیرد، احتمالهای مختلف را بررسی میکند و هدفی واقعبینانه را با مشارکت شما میسازد. برای یافتن متخصص، فهرست روانشناسان و درمانگران سیمیاروم میتواند یکی از مسیرهای بررسی باشد؛ تناسب تخصص هر درمانگر با میزوفونیا باید پیش از رزرو تأیید شود.
اگر احساس میکنید ممکن است به خود یا دیگری آسیب بزنید، نمیتوانید ایمنی خود را حفظ کنید یا افکار خودکشی دارید، تنها نمانید و موضوع را اورژانسی در نظر بگیرید. با خدمات فوریتهای محل زندگی یا خط بحران تماس بگیرید، به نزدیکترین مرکز درمانی بروید یا از فردی قابلاعتماد بخواهید تا رسیدن کمک کنار شما بماند. راهنمای سازمان جهانی بهداشت نیز در خطر فوری، تماس با خدمات اورژانسی یا خط بحران را توصیه میکند.
پرسشهای متداول درباره میزوفونیا و صدابیزاری
آیا حساسیت به صدای غذا خوردن حتماً میزوفونیاست؟
خیر. جویدن و ملچملوچ از محرکهای رایجاند، اما یک محرک بهتنهایی برای تشخیص کافی نیست. شدت و تکرار واکنش، اثر آن بر زندگی و احتمال هایپراکوزیس، اضطراب، میگرن یا وضعیتهای دیگر نیز باید بررسی شود.
آیا ملچملوچکردن در خواب بزرگسالان همان میزوفونیاست؟
خیر. میزوفونیا به واکنش شنونده به یک محرک اشاره دارد. اگر مسئله این است که خود فرد هنگام خواب صدای دهان ایجاد میکند، موضوع دیگری است و این مقاله علت آن را تشخیص نمیدهد. تکرار مداوم همراه با اختلال خواب، مشکل تنفس، درد فک یا نشانههای دیگر باید با پزشک یا متخصص خواب مطرح شود.
آیا صدابیزاری درمان قطعی دارد؟
در حال حاضر نمیتوان از درمان قطعی و واحد برای همه سخن گفت. پژوهشها برای بعضی مداخلات، بهویژه یک برنامه مشخص CBT، نتایج امیدوارکننده گزارش کردهاند؛ اما تعداد مطالعات کنترلشده کم است. پاسخ دقیقتر این است که مدیریت و کاهش نشانهها برای بعضی افراد ممکن است، ولی روش و نتیجه باید فردی ارزیابی شود.
جمعبندی
وقتی صدایی معمولی در چند ثانیه تمام بدن و توجه شما را درگیر میکند، توضیح تجربه برای دیگران آسان نیست. نام میزوفونیا میتواند به فهم دقیقتر کمک کند، اما قرار نیست انسان را در یک تشخیص خلاصه کند. مهم است ببینیم چه محرکی واکنش را آغاز میکند، بدن چگونه پاسخ میدهد، تجربه چه اثری بر زندگی و رابطهها دارد و آیا وضعیت دیگری توضیح مناسبتری ارائه میکند.
پژوهش درباره میزوفونیا هنوز در حال تکامل است. در عین حال، میان اجتناب کامل و تحمل اجباری، امکان ساختن مسیری مسئولانهتر وجود دارد: ارزیابی دقیق، استفاده سنجیده از ابزارهای محیطی، گفتوگوی روشن با نزدیکان و درمانی که هدف و پیشرفت آن با مشارکت خود فرد بررسی شود.
منابع
- Consensus Definition of Misophonia: A Delphi Study. Frontiers in Neuroscience، ۲۰۲۲.
- Understanding Misophonia from an Audiological Perspective: A Systematic Review. European Archives of Oto-Rhino-Laryngology، ۲۰۲۳.
- Misophonia Is a Newly Defined Disorder, but Is It an Anxiety Disorder?. Annual Review of Clinical Psychology، ۲۰۲۶.
- A Systematic Review of Treatments for Misophonia. Personalized Medicine in Psychiatry، ۲۰۲۳.
- Cognitive Behavioral Therapy for Misophonia: A Randomized Clinical Trial. Depression and Anxiety، ۲۰۲۱.
- Suicide: Questions and Answers. سازمان جهانی بهداشت، بازبینی ۲۰۲۶.

من از صدای غذا خوردن بقیه یا سینی اهنی روی زمین کشیده بشه صدای اکاسیف دوتا کتاب روهم کشیده بشه یا صدای دستمال کاغذی خیس که به جایی کشیده میشه روانیم میکنه حاضرم طرفو بکشم بخاطر این صدا ها
سلام، مشکل من از اول با صدای غذا خوردن مادرم شروع شد، بعد از اون حدود ۸.۹ سالی هست که با صدای غذا خوردنش تا حد مرگ بیزارم،نمیتونم جایی باشم که اون هست و وقتی شروع میکنه به غذا خوردن قلبم میخواد از جا در بیاد و تمام بدنم شروع میشه به یه فشاری که داره روش میاد. الان کم کم صداهای دیگه هم داره اضافه میشه مثل فین کردن دماغ کسی، یا آهنگ هایی که آروم صداشون موقع درس خوندن و خوابیدن میشنوم، یا حتی وقتی صدای موس میاد و خلاصه خیلی صداهای دیگه که به محض اینکه میشنوم دلم میخواد بمیرم.
شهرزاد عزیز ممنون که تجربهت رو به اشتراک گذاشتی. متاسفیم بابت رنجی که تجربه میکنی و میفهمیم که چقدر میتونه این موضوع برای آدم سخت و دردناک باشه. پیشنهاد ما اینه که حتما با یک روانشناس معتبر درباره این موضوع صحبت کنی. قطعا با صحبت با مشاور کمک میکنه که بتونی آرامشت رو بیشتر حفظ کنی، اگه نقدی به دیگران داشتی، راحتتر بهشون بگی، تمرکزت رو به جای صداها روی چیزهای دیگهای بذاری و خیلی موارد دیگه. میتونی به صورت آنلاین هم کمک بگیری. اما شک نکن که این موضوع حل شدنیه. امیدواریم همیشه خوب باشی
ممکن صدای شخص باعث آزار و بروز این چنین علائمی بشه؟؟یا این بیماری فقط مختص صداهای تولید شده از شخصی باشه؟؟
منظورم صدای شخصی که فقط صحبت میکنه و داد زیاد میزنه و صدای خش داری داره
شاید جالب باشه براتون تجربه های منو بخونید من از صدای ادامس بادکردن و گلو صاف کردن از همه چیز بیشتر اسیب میبینم جوری که توانایی اینو دارم اون لحظه اگه چاقووی طرفم باشه بکنم توی شکمش و اگه این رفتار مدام تکرار بشه صورتم گر میگیره و تپش قلب میگیرم و بقیشو نگم. فقط میخام بگم واقعا زندگی با این خشم برام بشدت سخت شده و اگر هنسفری توی گوشم نباشه به جرات میتونم بگم نمیدونم اون روز چی بشه…
سلام وقت بخیر
من نسبت به صدای نفس کشیدن تخمه خوردن غذا خوردن خوراکی های ترد خوردن بشدددت حساسم جوری که ضربان قلبم میره بالا عرق میکنم،عصبی میشم و بعضی وقتا حتی حالت تهوع پیدا میکنم دیگه واقعا نمیدونم باید چیکار کنم:/
سلام. من دچار عدم تحمل صدا هستم، البته نه هر سروصدایی. مثلا از یک صدای پیوسته در محیط حتی صدای متوسط یک کارگاه صنعتی چندان اذیت نمی شوم. ولی از تحمل صدای متوسط رادیو و تلویزیون که خودم طالب شنیدن آن نباشم، بسیار آزرده و کم توان هستم. به نظر متخصصین این مشکل، کدام حالت از اختلالات شنوایی محسوب شده و روند درمانی آن به چه طریقی است؟
درود، من هر وقت تابستون میشه غصم میگیره چون خونه ما کولر آبی هست و واقعاً صدای کولر آزارم میده بجز اون صدای بسته شدن محکم در و اینکه یکی آهنگ ها رو سریع بزن جلو و نذاره کامل بخونه نمیدونم چ کار کنم دیوانه میشم.بعضی وقتا میخوام چندتا آهنگ انتخاب کنم بریزم فلش نمیتونم چون مجبور میشم دونه دونه گوش بدم هی قطع کنم اصلا یادشم میوفتم اعصابم خورد میشه
یکی هم میخواد برای گوشیش آهنگ زنگ انتخاب کنه هی زنگ های موبایل امتحان میکنه واقعاً برام عذاب آور ، هیچ دارویی نیست که به این چیزا اهمیت ندیم؟
سلام خسته نباشید
ممنون به خاطر اطلاعات خوبتان درباره ی صدا بیزاری
من چند سالی است که این مشکل را دارم
صدا های زیر لب و حرکات تکراری و صداهایی که دائما تکرار می شوند مرا آزار می دهند
مثل غذا خوردن به صورت ملچ ملوچ و آواز خواندن زیر لب و راه رفتن افراد در یک فضای بسته. صدا هایی مثل ذکر گفتن با تسبیح و انداختن مداوم تسبیح
اعضای خانواده ام این کار ها را انجام می دهند
واز وقتی که از مشکلم باخبر شده اند در اتاقی دیگر این کار ها را انجام می دهند
این صدا ها آنقدر آزار دهنده هستند که حتی نمی توانم وارد اتاق شوم و وسایلم را بردارم
گاهی اوقات که صدا ها را می شنوم اعصابم خورد می شود و واکنش نشان می دهم البته حرف زشت نمی زند داد هم نمی زنم ولی احساس می کنم خانواده ام از من ناراحت هستند. بعد از واکنش با خودم کلنجار می روم و می گویم شاید می توانستم خودم را کنترل کنم ولی دفعه ی بعد دوباره همین اتفاق می افتد
خودم اگر این کار ها را انجام دهم مثلا اگر راه بروم و زیر لب آواز بخوانم اذیت نمی شوم و همین مرا آزار می دهد
نمی دانم چی کار باید بکنم
سلام دوستان من دانیال هستم و چند وقتی هست به صدای کولر حساسیت دارم و برام شده مثه یه تیکه درد و حتی فکر خود کشی فرض
دوستان اگر کسی راهنمایی میتونه به من بکنه ممنون میشم
سلام من ۱۵ سالمه و دخترم اسمم غزل
من خیلی خیلی حساسم و واکنش نشون میدم من قبلاً فقط از صدای ملچ ملوچ بدم میومد اما الان هم واکنشام شدید تر شده هم بیزاری هام و ۹۸درصد بیزاری هامو رو مامانم دارم ینی مثلا من روی صدای «س» مثلا میخواد بگه سلام من روانی روانی میشم و فقط دوست دارم هرکس که صداهایی تولید میکنه که اعصابانی شمو تیک پاره کنم به شدتتتتتتتت حالمو بد میکنه و داره بیشتر و بیشتر میشه چند هفتهای میشه که تیک گرفتم یه دفعه تکون میخورم و میلرزم یا یه دفعه یه سوت خیلی شدید تو گوشم میره
من روی رفتار های مداوم که برام تکرارین هم بشدت حساسم مثلا وقتی میبینم مامانم لبشو خیس میکنه وقتی این لحظه رو میبینم نمیدونم چطوری بگم فقط خون میاد جلو چشام و متاسفانه خیلی با همه مخصوصا با مامانم مشکل دارم 😖😔😞
من نیاز به کمک دارم.تقریبا دارم روانی میشم
من هرروز حساس تر میشم لطفا کمکم کنید 😞
وقتی این صداها یا رفتارارو میبینم فقط محل ترک میکنم و به خودم یا به وسایلی که دم دستم هست آسیب میزنم
مامانم همیشه بهم میگه تو فرق داری با دخترای دیگه بهم میگه مهربون نیستی من فقط دلم میخواد گریه کنم
این حرکاتا دست خودم نیست
من آرزو میکنم ای کاش اینطوری نبودم واقعا دارم نابود میشم .تا الان خودمو با هدفونم آروم میکنم آهنگ میزارم با صدای بالا خیلی بهتر میشم
دکتر هم رفتم بهم قرص داد اما قرصا اصلا تاثیر نداشت داره بعداز مدتی هم که دیگ نخوردم بدتر شدم
مرسی که خوندید احساس میکنم یکم خالی شدم مرسی دوستون دارم من تمام اینارو با اشک ریختن نوشتم حالم خوب نیست دعا کنید سریعتر بمیرم خلاص شم از همه عذاب😓خیلی دوستون دارم
سلام من از صدای غذا خوردن یا فین کردن خیلی بیزار نیستم ولی صدا های تکرار شونده بسدت روی مخمه مثل صدای ساعت همیشه موقع خاب باتریشو ورمیدارم یا صدای موتور یخچال بسدتت عصبیم میکنه ایا این حساسیت ها هم جزو این بیماربه؟
من همین الان از صدای قاشق و چنگال و میک زدن استخون سر سفره شام دارم دیوانه میشم یعنی فقط سرمو دارم که دردشو کم کنم
خسته شدم به اندازه ۴ ساعت مطالعه
۲ سال پیش اینجوری نبودم تو کارگاه کار میکردم کلا صدا های تیز بود ولی الان قاشق به گل روی بشقاب کشیده بشه من میمیرم در حدی که دارم غذا میخورم غذا از تو قاشقم در حال بالا آوردنش ریخته میشه پایین از شدت عصبی شدنم
فقط دندونهامو بهم محکم فشار میدم و خیس عرق میشم
وقت خوابیدن صدای تیک تاک ساعت ، گاهی راه رفتن همسایه طبقه بالا ، گاهی صدای خنده طبقه پایین ، صدای جمعیت ، صدای رودخونه ، صدای دریا ، صدای باد …. باید مبتلا باشی تا بفهمی … 😔 گاهی اونقدر عصبی میشیم ک ارزوی مرگ میکنیم…
سلام . من هر موقع برای خواب به اتاقم میرم ، با شنیدن هر صدایی از پذیرایی یا اتاق های دیگر اذیت میشم . اگر خیلی تداوم پیدا کنه میتونه من رو عصبی کنه و حتی اگر شده برای 2 ساعت من رو توی بستر بیدار نگه داره . حتی صبحش هم وقتی از خواب بیدار میشم با فکر کردن به اتفاقات دیشب عصبی میشم و حس میکنم معده ام منقبض میشه .
من از صدای ملچ ملوچ بیزارم از اون طرف هم مامانم شنواییش مشکل داره و اصلا متوجه صدای دهنش نیست و بیشترین مشکلو با ایشون دارم.
در مورد صدای ملچ ملوچ بچههام حساس نیستم ولی بهشون تذکر میدم.
خیلی با خودم کلنجار میرم وقتیمامانم سر سفره است سعی می کنم همزمان باهاش سر سفره نشینم یا اگر افراد زیادن با فاصله بشینم. چون اون صدای هر از گاهی ناخودآگاه بقیه چندان رو اعصاب نیست. اما کلا احساس میکنم از همون نوجوانی نباید بزاری شکل بگیره از طریق آگاهی و حل مشکلات وسواس فکری و کمالگرایی و … چون بعدا پدر آدمو درمیاره.
من وقتی خواهرم و مامانم یا بابام (اکثر افراد نزدیک) شروع به آهنگ خوندن با صدای بلند میکنن اعصابم بدجور به هم میریزه. وقتی خواهرم آهنگ میذاره فقط میخوام بگم ببند دهن اونو.. نمیدونم چرا اینطوریم. این هم جزو این مقاله هست؟
بله دوست عزیز علتش میتونه صدا بیزاری باشه.
سلام، من ازصداهایه دهنی ودماغی بدم میادمثله فین کردن بادگلو، بالاکشیدن دماغ، طوری که خیلی عصبی میشم و فهش میدم حتی اگه خواب باشم بااین صداهابیدارمیشم واعصابم خوردی میشه، ولی ازصداهای بلندبذم نمیاد مثله صدای تلویزیون یاهرصدای دیگه ای، اتفاقا خوشم هم میادچون باعث میشع این صداهایه لعنتی روکمتربشنوم، واقعاخسته شدم کاش درمان داشت
سلام نفس عزیز. معمولا افرادی از بعضی صداها عصبی میشوند ولی بعضی صداهای دیگر خیر، به بیماری هایپراکوزیس یا بیماری عدم تحمل صدا مبتلا هستند. علت ابتلا به این بیماری نامشخص است ولی در اکثر موارد میتواند مربوط به مشکلات خلقی شخص درگیر بیماری باشد و بعد از به وجود آمدن یک ضایعه در زندگی شخصی شان شدت گرفته باشد. با این حال درمان این بیماری شامل برگزاری جلسات مشاوره و صدادرمانی میباشد. پیشنهاد میشود جهت رفع مسئله به متخصص مربوطه مراجعه نمایید. این لینک جهت رزرو وقت مشاوره خدمت شما، سیمیاروم در خدمت شماست.
https://simiaroom.com/counselor/
منم اینجوریم چکار کنیم ؟؟؟؟بشدت عصبی میشم سردردای عصبی میگیرم
درکت میکنم
من فکر میکنم اینها بیماری نیست فقط حساسیت نسبت به بی فرهنگی و عادت های زشت هست.ملچ ملوچ کردن یا فین فین کردن هیچ کجا دنیا رفتار پسندیده و عادی نیست.کسی که تحمل این عادات رو نداره من فکر نمیکنم بیمار باشه. به نظر من دیگران بیمار هستند که بدون هیچ ملاحظه ای با تولید این اصوات سبب ایجاد آلودگی صوتی میشن.
الناز عزیز، بحث روانی یکمقدار از بحث فرهنگی متفاوت هست.
کسانی که واقعا از این اصوات اذیت میشوند به صورت ناخوداگاه هست و غیر قابل کنترل براشون.
ممنون از توجه و نظرتون
من از صدای های تیز و کشیده شدن چیزی متنفرم و باعث میشه سردرد بگیرم عصبانی بشم و واکنش تند نشون بدم و نمیدونم چکار کنم و خانوادم درک یرو دین موضوع نداند فقط میدونن من بدم میاد
سلام وینا عزیز. متاسفانه سوال شما کلی است و پاسخ مشخصی برای آن نمیتوان داد. اگر از بعضی صداها بدتان می آید و با سایر صداهای دیگر مشکلی ندارید شما به بیماری هایپراکوزیس یا بیماری عدم تحمل صدا مبتلا هستید. منبع مشخصی برای علت ابتلا وجود ندارد و میتواند ناشی از مسائل خلقی باشد. با این حال درمان این بیماری شامل برگزاری جلسات مشاوره و صدادرمانی میباشد. پیشنهاد میشود جهت رفع مسئله به متخصص مربوطه مراجعه نمایید. اما اگر به نظر خودتان مسئله تان مطابق متن نوشته بنده نیست، با گفت و گو مستقیم و روشن در خانواده برای حل این مشکل اقدام نمایید.موفق باشید.
واقعااااا درست میگین اگر یک مقدار فرهنگ در این زمینه وجود داشت کسی بلند اینکار را رو انجام نمیداد
من هم نسبت به صدا و هم تکان خوردن پا و صدای بلند تلویزیون حساسم صدای نفس و ملچ و ملوچ،صدای موتور و ماشین و کلا به صدا حساسم ، به نظره من بیشتر اعصاب و سیستم عصبی درگیر میشه من جاهایی که سکوت و آرامش هست اوکی هستم و خیلی هم خوبم،ما که حساس به صدا هستیم جایی دور از انسانها باید زندگی کنیم خخخخخ
من علاوه بر صدای جویییدن وهورت کشیدن به صدای قیچی حساسیت دارم و هروقت میرم برای کوتاهی مو به شدت عضلات کمرم منقبض میشه و با هر بار بازو بسته کردن قیچی از جا میپرم بی اراده
سلام سمیرا عزيز
اينكه حساسيتی نسبت به اين موارد داريد و آستانهی حسی متفاوتی داريد نكتهی الزاما منفی و غيرقابل حلی نيست
و چنانچه موجب اختلال در كاركردهای اجتماعی و زندگی شما شده ميتونين از يك متخصص برای دريافت درمانهای مرتبط اقدام كنيد.
این لینک جهت رزرو وقت مشاوره خدمت شما، سیمیاروم در خدمت شماست.
https://simiaroom.com/counselor/
سلام :)
من چندین سال هست خلق و خوی این چنینی دارم. شاید از سنین ۲۰ سالگی متوجهش شدم و به احساسم و درکم از محیط کم کم احترام گذاشتم.قبل از اون حسش میکردم ولی رنج میبردمو توجهی به حسم نداشتم.حتی یادم هست که دوران ابتدایی بودم و از صدای ملچ ملوچ بیزار… اوف!
بذارید شکافته بهتون بگم، ای جهان!
اسمشو بیماری نذارید!!
هیچ فردی با این حساسیت هرگز در صدد آسیب به دیگران و جامعه برنیومده و فقط سعی داشته که خودشو از موقعیت های نابهنجار دور کنه! درکش سخت نیست، اگرهم درک نمیکنید مشکلی نیست،ما شمارو ترک میکنیم :)
و حالا دلایل علمی و منطقی که من با بررسی و جستجو پی بردم
این مواردو داشته باشید تا جمع بندی کنم چکیده رو بگم براتون.
1.این افراد آی کیو بالا ،حافظه ی قوی دارند و ذهنشون خاطرات رو بخوبی پردازش میکند.
2.از صداهای تولید شده توسط انسان بیزارند! میگم حالا بهت چرا…
3. حس شنوایی قوی دارند!!!
4.از قوه استدلال و منطق بالایی برخوردارند.
5.طرز و سبک فکر این افراد از ظرافت ویژه ای برخوردار هست. به فلسفه و علوم اجتماعی و جهانی توجه بیشتری دارند.
6.اون صداها یادآور آزردگی هستند که ضمیرناخودآگاه ما اونهارو ضبط و بایگانی کرده…
تا همینجا کافیه
بذار نتیجشو از زبون خودم از وصف حال خودم بگم،،
من از هوش خوبی برخوردارم،گوشهام خیلی تیزه،نجواهای زیرزبونی انتهای سالن رو بلندتر از صدای عرعر الاغ میشنوم :) پس صدای فین فین و فس فس برام در آستانه ی موج صوت نعره ی فیله! شیپوره که خارج میزنه!
قشنگه؟ میگی خوشم بیاد؟؟ دِ نه دیگه :)
من از صدای تلویزیون بیزارم ،بهم استرس میده،بخصوص وقتی بقیه هم دارن پرحرفی میکنن،چرا؟ چون تلویزیون همیشه اخبار بد داشته، چون بقیه همیشه با صدای بلند دعوا میکردن،چون مامانم حوادث نگاه میکرده،جنگو خونریزی نشون میدادن و من هفته ها و سالها از دیدن اون اخبار حالم ناراحت بوده.
فهمیدی حالا چرا از تلویزیون بدت میاد؟ :) اون تلویزیونه که جعبه ی انتشار بیماریه! نه من و تویی که عقل سلیم داریم و به ادراکمون احترام میذاریم.
بیایم نوبت این یکی:
از صداهایی که انسان تولید میکنه بیزارم. چرا؟ اولا اینکه کدوم انسان از ملچ ملوچ خوشش میاد؟ پرسیدم انسان! و بعد اینکه در آداب و معاشرت کجا از ملچ ملوچ تجلیل شده؟!
آهااان، نگو اینا بیمارن،تو از درک عاجزی.. صداهای تولید شده انسانی عذاب آورتره چون میدونیم که اون منبع تولید قادر به کنترل و جلوگیری از انتشار اصوات نابهنجاره،،،،و اینه که آزردگیه خاطر میاره…
این امر به هیچ وجه بیماری تلقی نمیشه، سبکی از خلق و خوست و فرد هیچ آزاری به دیگران نمیرسونه که دیگران آزارش میدن چرا؟ چون تنظیمات کارخونه ش مناعت طبع داشته،آپدیت جدیدگذاشته منتها رو کارتن ننوشته ، جنس نشناس ها هم میگن پس این نقصه!!مرجوع کنیم!
درمان اینه که اول از همه
!!!IT’S OK
بعد خودشون رو درک کنند،به ادراکشون احترام بگذارند،از موقعیت ها دوری و به دیگران تذکر بدهند(که تذکر ندن بهتره چون به ناخرد جماعت بگی این کارو نکن تازه کمرمیبنده که به اهتمام اون کارو انجام بده تازه یه عنگم بزنه به طرف..).
فقط با دوستان و عزیزانی که درک میکنند صحبت کنند و خودشون رو توضیح بدهند.تا مورد درک واقع بشن و کمتر آزردگی و تنهایی رو تحمل کنند.
آرامش جمع کنند!ذخیره داشته باشند.
همین!
گالیله هم گاگول فرض شد اول. P:
من متن رو ساده و واضح و اصطلاحات عامیانه و با کمی طنازینوشتم تا دلیلی باشه برسادگیه موضوع . اگرنه توان و زبان این رو دارم که مقاله ای برپایه و مبنای علمی و بررسی های مستند ارائه بدم. سلامت باشید.
کاملا باهاتون موافقم:)
من خیلی از حرفات خوشم اومد من ۱۴سالمه من دارم روانی میشم احساس میکنم مامانم وقتی از ته خونه داره با تلفن حرف میزنه من دارم روانی میشم
من از صدا «س»خیلی بدم میاد وقتی مامانم میگه سلام حس میکنم اون س رو گوشم توی تجزیه میکنه که تمام سرم گیج میشه میتونی بهم کمک کنی ؟
من خیلی نیاز به کمک دارم
سلام منم فک میکنم بیماری نیس این کارایی که ما بدمون میاد منطقیش اینه که همه بدشون بیاد اصلا دستش همینه..صدای بلند تی وی.صدای غذا خوردن.خوردن قاشق به دندون:/ کشیدن چنگال روظرف..شکستن قند با دندون ://
واقعا نمیشه اینارو تحمل کرد:(
سلام ممنون از مطالب مفیدتون.من به شدت احساس تنفر نسبت به صدای تلویزیون دارم. چه کم باشه چه زیاد. و هر وقت با خانواده در میان میذارم فقط برای یک روز اهمیت میدن و بعد دوباره همان آش و همان کاسه است.
خوشحالیم که براتون مفید بود و تاثیرگذار بود. ممنون از نظرتون. :)