در این مطالعه موردی به بررسی یک دانشجوی پسر مبتلا به اختلال خود زشت انگاری بدن ، میپردازیم.

اختلال بدریخت انگاری بدن چیست؟

اختلال بدریخت انگاری بدن به مشغولیت فکری وسواس گونه به ظاهر فیزیکی گفته می شود که در آن فرد تصور می کند نقص وی چنان بزرگ است که به اقدامات سنگینی برای درمان یا پنهان کردن آن نیاز است.

این افکار به حدی شدید و مزمن هستند که باعث ناراحتی، شرم و انزوای اجتماعی فرد می شوند.

نقص هایی که به نظر بیمار می رسند، اغلب در نظر دیگران اصلا وجود ندارند یا بسیار ناچیز هستند.

در طول دوره اختلال، بیمار رفتارهای تکراری از خود نشان می دهد، از جمله چک کردن چند باره آیینه، آرایش و پیرایش بیش از حد، کندن پوست، گرفتن تایید دیگران، مقایسه خود با دیگران و اعمالی از این قبیل.

این اختلال تاثیر اجتماعی، شغلی و فردی شدیدی در زندگی فرد باقی می گذارد.

 

شرح مطالعه موردی اختلال بدریخت انگاری بدن:

یک دانشجوی پسر 19 ساله، پس از اقدام به خودکشی مربوط به نگرانی وسواسی در مورد چهره اش، به بیمارستان منتقل شد. اعضای خانواده گزارش دادند که وی معتقد است که صورتش چنان زشت است که به پیوند پوست احتیاج دارد. دو سال قبل، در سن 17 سالگی، وی دچار آکنه شد. از آن زمان به بعد خواب هایش آشفته شده و به طور فزاینده ای از ظاهر چهره اش ناراحت بود.

افکار تکراری دائما در ذهنش تکرار می شد، نظیر «اگر امروز جوش هایم را فشار دهم، فردا دوباره سر باز می کنند. نمی توانم جوش های صورتم را از بین ببرم.»

طی 18 ماه گذشته به طور فزاینده ای اعتقاد داشت که صورتش زشت شده است و منافذ پوستش بیش از حد بزرگ شده است. بیمار روزانه چهار تا شش ساعت را در حال معاینه پوست صورتش می گذراند، و گاهی اوقات روزانه 5-6 بار آن را می شویید. وی به دیگران گفته: «اگر صورتم را به اندازه كافی بشویم، احتمالاً منافذ پوستی ام بسته شود.»

بیمار به طور مداوم به آیینه نگاه کرده و می گوید که از نگاه کردن به صورت زشتش می ترسد.

چندین بار برای انجام جراحی پیوند پوست با جراحان پلاستیک قرار مشاوره زیبایی تنظیم کرد، اما هر بار به او گفته شد که دلیلی برای درمان وجود ندارد.

با این حال، وی همچنان باور داشت که منافذ پوستش به شدت بزرگ هستند و دیگران او را به این خاطر مسخره می کنند.

پیشنهاد مطالعه:  مطالعه موردی زوج درمانی : پاول و سندی

جستجوهای مداوم اینترنتی او را متقاعد کرده بود که تنها راه حل مشکل پیوند پوست است.

پس از مدتی، بیمار به دلیل ترس از مسخره شدن از جامعه کناره گیری کرد. وقتی مجبور به حضور در جامعه می شد، احساس اضطراب کرده و تصور می کرد دیگران به صورت زشتش می خندند.

بالاخره، پس از آنکه از روی ناامیدی نسبت به شرایطش رگ خود را زده بود، خانواده او را برای درمان ارجاع داده بودند.

 

شرح مطالعه موردی اختلال بدریخت انگاری بدن

معاینه بالینی:

در معاینه اولیه، پوست صورت وی از نظر رنگ، بافت و کشش طبیعی بود. او خوش تیپ به نظر می رسید و لباس های تمیزی پوشیده بود.

طی مصاحبه، کم، آرام و آهسته صحبت می کرد. بعضی اوقات صورتش را با دستانش می پوشاند. بیمار به طور مداوم تکرار می کرد که وقتی به آینه نگاه می کند منافذ صورتش به اندازه عدس هستند و به واسطه چهره زشتش قادر به تعامل با دیگران نیست.

او همچنین اظهار کرد جستجوهای اینترنتی وی را متقاعد کرده است که تنها راه حل پیوند پوست است، اما درخواست وی برای پیوند پوست توسط بسیاری از متخصصان پزشکی رد شده است.

بیمار معتقد بود که دلیل امتناع آنها این است که مشکل پوستی وی آنقدر شدید است که نمی توان آن را درمان کرد. احساس ناامیدی و نبود چاره باعث شده او خودکشی کند: «من احساس بدی دارم. زندگی من بی معنی است. ترجیح می دهم بمیرم.»

تشخیص اولیه افسردگی بود. وی سابقه شیدایی، آلرژی، سیگار کشیدن یا مصرف مواد نداشت. معاینه بدنی بیمار نرمال بود و معاینه وضعیت روانی وی نشان از هوشیاری و جهت گیری صحیح داشت. او شخصیتی اجتماعی اما تحریک پذیر داشت.

سابقه خانوادگی بیماری روانی نداشت. آزمایشات خون، الکتروکاردیوگرام، الکتروانسفالوگرام و اسکن توموگرافی کامپیوتری (CT) وجود هرگونه بیماری جسمی را رد کرد.

پس از معاینه بیمار توسط روانپزشک و روانشناس ، تشخیص اختلال بدریخت انگاری بدن (BDD) در او داده شد.

 

درمان مطالعه موردی اختلال بدریخت انگاری بدن:

بعد از بحث و گفتگو در مورد گزینه های درمانی، درمان وی با فلوکستین و درمان شناختی رفتاری (CBT) آغاز شد.

دوز اولیه فلوکستین 20 میلی گرم در روز بود که پس از یک هفته به 40 میلی گرم در روز افزایش یافت.

پیشنهاد مطالعه:  مطالعه موردی افسردگی و اضطراب در یک متخصص فناوری اطلاعات در فردی 52 ساله

 

| مطالعه مثاله ” داروهای های روانپزشکی: راهنمای جامع مصرف و عوارض جانبی ” به شما توصیه میشود |

 

به عنوان بخشی از CBT، بیمار شروع و محتوای افکار مزاحم خود و واکنش های عاطفی ناشی از آنها را ثبت کرد. سپس، این الگوها را با درمانگر خود بررسی کرد و به تدریج یاد گرفت که این افکار مخرب را شناسایی و اصلاح کند.

برای مثال، وقتی افکاری مانند «فکر می کنم دیگران به صورت زشتم می خندند.» به ذهنش هجوم می آورند، درمانگر او را تشویق کرد که به دنبال شواهدی برای تایید این باور باشد. وی به تدریج دریافت که افکارش فاقد شواهد واقعی هستند. این به کاهش اضطراب، افسردگی و شرمساری در او کمک کرد. پس از دو هفته درمان، خلق و خوی او بهبود یافت و افکارش در مورد بی ارزش بودن زندگی از بین رفت.

وی همچنان به تصور مخدوش از صورتش مشغول بود، اما به تدریج توانست به خودش در آیینه نگاه کند.

با ادامه رفتار درمانی شناختی، دوز فلوکستین به 60 میلی گرم در روز افزایش یافت. پس از 6 هفته درمان در بیمارستان بیماری های روانی، بیمار به این نتیجه رسید که افکارش در مورد پوستش غیرمعقول بوده اند، اما در این مورد ثبات نداشت.

ادامه درمان به افزایش اعتماد به نفس وی برای غلبه بر افکار غیرمنطقی و استفاده از شواهد عینی برای مقابله با این افکار تمرکز یافت.

پس از شش هفته درمان، اشتغال فکری وی به تصویر تحریف شده از صورتش از بین رفت و از این رو بیمار از بیمارستان مرخص شد.

طی دو ماه پیگیری درمان، بیمار توانست دوباره دروس خود را از سر گیرد و به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کند.

 

نتیجه گیری:

این مطالعه نشان می دهد که نباید تصور کرد خودکشی صرفا نتیجه افسردگی است. ابتلا به دیگر بیماری های روانی نیز می تواند بیمار را به سوی افکار خودکشی سوق دهد. عدم تشخیص به موقع حال روحی اطرافیان و عدم ارجاع به موقع، می تواند باعث پیچیده تر شدن شرایط و طولانی تر شدن روند درمان شود.

 

نظر شما در مورد ظاهرتان چیست؟ اگر به طور وسواس گونه نسبت به ظاهر خود نگران هستید، اما دیگران نظر شما را درباره نواقص ظاهریتان تایید نمی کنند، بهتر است با یک روانشناس صحبت کنید.

 

منبع:

ncbi

برچسب‌ها:, ,

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

Avatar